روحی در آینه

خرید بک لینک
من، حسن جزائریان (باران)، متولد 1331 خورشیدی در کوچه یغما، خیابون زند شیراز، تو کوچه پس کوچه های خاکی و قلوه سنگ اطراف شاهچراغ، زیر طاق میزجونی، کوچه هفت پیچ و زنبورک خونه کودکی کردمٍ؛ شش سال دبستان رو پشت نیمکت های دبستان منوچهری مشق کرده و کلاس نهم رو تو دبیرستان سلطانی قدیم تموم کردم. کلاس دهم و پانزده ساله بودم که اولین تراوشات ادبی ذهن شاعر من در تابلو اعلانات دبیرستان سلطانی جدید نشست و کم و بیش مورد استقبال دوستان و اولیای مدرسه قرار گرفت. از اون موقع به بعد پایم به جلسات شعر خانه فرهنگ شماره یک شیراز و بعد تر به انجمن های ادبی جورواجور و رنگ و وارنگ شیراز باز شد و هنوز هم پس از این همه سال کما کان در محضر دوستان هستم.عضو انجمن شعر شیراز(مرکز شیراز شناسی),عضو انجمن شعر حوزه هنری, عضویت کانون ادبی بهار نارنج (آرامگاه حافظ),عضو کافه هنر گلستان(گالری وصال)و.... با رسیدن به عصر فناوری، خواستم صفحه مانیتور شما رو در کنار صفحات کتاب ها و روزنامه ها و مجلات ادبی مهمان سروده های خود کنم. امیدوارم هم لذت ببرید و هم من رو از نظرات و انتقادات خودتون بی نصیب نگذارید.در ضمن، از این که از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع، استفاده کنید خرسند خواهم شد. روحی در آینه...ادامه مطلب

ما را در سایت روحی در آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: شنبه 6 آبان 1402 ساعت: 2:35

بر قله ی تپیده ینارون هاگنجشککی خردخفته بودو این آغاز رفتن بودباران خردبر صورت تکیده اش می نشستو جلیقه ی آبی رنگشخیس خیس شده بود...در ثانیه های انتظارکنار برکه ی ابریشمقطره ای بادمی رفت تا خود را بجویدو من از دورا ذورنظاره گر این کوچ بودمدر انتهای خسته یدود آلودجنگل مه گرفتهآتش رانطفه می بستدر هماغوشیدو دانه شن( برای احمد رضا احمدی ) روحی در آینه...ادامه مطلب

ما را در سایت روحی در آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: جمعه 30 تير 1402 ساعت: 23:52

من منتظرم

تا سپیده دم مرا

به نزد تو آورد

از غم دل شوره های

اضطراب

بیقراریم را

پنهان می کنم

و از نا گفته های عشق

روی دیوار سپید روبرو

طرحی می اندازم

آن ارغوان خفته در ماه

شاید آرزوی مرا

آبی بر دانه های برف ببارد

و آسمان را

هجوم خیال تو روشن کند...

زاد روزت خجسته ارغوان عزیز

روحی در آینه...

ما را در سایت روحی در آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: جمعه 30 تير 1402 ساعت: 23:52

من، حسن جزائریان (باران)، متولد 1331 خورشیدی در کوچه یغما، خیابون زند شیراز، تو کوچه پس کوچه های خاکی و قلوه سنگ اطراف شاهچراغ، زیر طاق میزجونی، کوچه هفت پیچ و زنبورک خونه کودکی کردمٍ؛ شش سال دبستان رو پشت نیمکت های دبستان منوچهری مشق کرده و کلاس نهم رو تو دبیرستان سلطانی قدیم تموم کردم. کلاس دهم و پانزده ساله بودم که اولین تراوشات ادبی ذهن شاعر من در تابلو اعلانات دبیرستان سلطانی جدید نشست و کم و بیش مورد استقبال دوستان و اولیای مدرسه قرار گرفت. از اون موقع به بعد پایم به جلسات شعر خانه فرهنگ شماره یک شیراز و بعد تر به انجمن های ادبی جورواجور و رنگ و وارنگ شیراز باز شد و هنوز هم پس از این همه سال کما کان در محضر دوستان هستم.عضو انجمن شعر شیراز(مرکز شیراز شناسی),عضو انجمن شعر حوزه هنری, عضویت کانون ادبی بهار نارنج (آرامگاه حافظ),عضو کافه هنر گلستان(گالری وصال)و.... با رسیدن به عصر فناوری، خواستم صفحه مانیتور شما رو در کنار صفحات کتاب ها و روزنامه ها و مجلات ادبی مهمان سروده های خود کنم. امیدوارم هم لذت ببرید و هم من رو از نظرات و انتقادات خودتون بی نصیب نگذارید.در ضمن، از این که از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع، استفاده کنید خرسند خواهم شد. روحی در آینه...ادامه مطلب

ما را در سایت روحی در آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 20:24

مهتاب استدل من می خواهدپر کشد سوی عقیقسر کوچهنفسی تازه کنمباغ می بایدآنطرف تر باشدبوی گل می آیدتازه آبی زدهبر خاک عقیقچه بلندای عمیقیسز راه نفس استدخترک ناز عجیبی داردچشم هایشپر مروارید استسینه اش مرمر سرخآتش عشقدرونش پیداستو من اماراه در راه دگرخواهم رفتآن نشانی که سحرخواهد دادپیچکی در راه استهمره باد نسیم سحریپشت دیوار بلندیا هوزمزم زمزمه ی شرب مدامعاقلی گفتنشانی غلط استمشکلی در راه استبدلم رفتم و رفتمسوی آبادی عشقمنتهای آبی... روحی در آینه...ادامه مطلب

ما را در سایت روحی در آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: شنبه 16 مهر 1401 ساعت: 6:21

صفحه بندی