
روزهایم کلافه است و پرسه می زند بدون من که گم می شود در پیچ کوچه ی نمناک بدون عابر که سکوت را در میان حرف های نجویده اش می توان فهمید میان ارتعاش لیز ستون های دودی که از پشت بام خانه ای علامت می دهد تا دهانم را بشویم و سراغش را از کلمات مانده در چشم های &...
ادامه مطلب