روزهایم...

خرید بک لینک
 

 روزهایم 

کلافه است و پرسه می زند 

بدون من  

که گم می شود 

در پیچ کوچه ی نمناک 

بدون عابر 

که سکوت را 

در میان حرف های نجویده اش 

می توان فهمید 

میان ارتعاش لیز 

ستون های دودی که از 

پشت بام خانه ای 

علامت می دهد 

تا دهانم را بشویم 

و سراغش را  

از کلمات مانده در چشم های  

خسته ی تا امتداد خیس بجویم 

کلماتی که بر روی پیراهنم 

نقش بسته است...


برچسبها: شعر آزاد

نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶&nbsp توسط حسن جزائریان (باران)  | 

روحی در آینه...

ما را در سایت روحی در آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1396 ساعت: 8:29

صفحه بندی