بر در میخانه خوابم کرده است
بر در میخانه تو لولی وشی
عاشق دیوانه را تو می کشی
عاشق بیچاره دل دل می کند
هم نشسته پای در گل می کند
هم نشسته سر گریبان خود است
منتظر در پاسخ آن هدهد است
هدهدی کو تا گوید راز خود
پرسشی دارم من از آغاز خود
راز از آغاز کی آید بگو
جستجو کن ، جستجو کن ، جستجو
جستجو کردن ورای آدم است
چون نفس اندر برای یک دم است
یک دم آخر با تو خواهم در شدن
همچو پیچک پیچ را سرور شدن
سروری از تو نیاید در جهان
کوچکی تو کی شوی ای دل چو جان
پیش شاه عشق بسم الله شوی
پیش سرو باغ تو کوته شوی
انتظارم با تو معنی می دهد
یک نظر امید فردا می دهد
یک نظر کافی ست تا من ، من شوم
در زبان بازی خود الکن شوم
روحی در آینه...ما را در سایت روحی در آینه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 131