
مهتاب استدل من می خواهدپر کشد سوی عقیقسر کوچهنفسی تازه کنمباغ می بایدآنطرف تر باشدبوی گل می آیدتازه آبی زدهبر خاک عقیقچه بلندای عمیقیسز راه نفس استدخترک ناز عجیبی داردچشم هایشپر مروارید استسینه اش مرمر سرخآتش عشقدرونش پیداستو من اماراه در راه دگرخواهم رفتآن نشانی که سحرخواهد دادپیچکی در راه استهمره باد نسیم سحریپشت دیوار بلندیا هوزمزم زمزمه ی شرب مدامعاقلی گفتنشانی غلط استمشکلی در راه استبدلم رفتم و رفتمسوی آبادی عشقمنتهای آبی... بخوانید...
ادامه مطلب
xa0xa0منxa0 مستم و شرابxa0 جوابم نمی دهددریایی امxa0xa0 وxa0xa0 آبxa0xa0 جوابمxa0xa0 نمی دهدتنهاxa0 وxa0 بی پناهxa0 درxa0 اینxa0xa0 وادیxa0 خرابپرسشگرمxa0xa0 جواب ، جوابمxa0 نمی دهدسر گشته امxa0 xa0 پی دنیا xa0xa0 وxa0xa0xa0 عاقبتاین حالxa0 بس خرابxa0 جوابم نمی ...
ادامه مطلب
xa0شب در مزارxa0فاصله هاxa0خانه می کندxa0اندوه خاکستری در پژواکی کاملxa0می پیچدxa0و کوه پاره می شودxa0از دل خود همه را پس می دهدxa0قیر اندود ماه درxa0xa0فراموشی ما استxa0که روی زمینxa0پاشنه ها راxa0xa0در آشیل فرو کرده ایمxa0و هذیانی فراتر ازxa0وهن خواب آلوده راxa0بیدار می کنیمxa0دیوانگی استxa0اگرxa0اکنون را با دیسال پر کنیمxa0و فردا را به باد بسپاریمxa0تا قاصدکی پیامxa0 بگذارد کهxa0دیگر دیر شده استxa0بیدار شوxa0و بگرد در میان اساطیرxa0xa0خاک شدهxa0گذشته...
ادامه مطلب
xa0xa0منxa0xa0 ازxa0 xa0تلخیxa0 آنxa0 قهوهxa0 شکر بیزمxa0xa0 تو می دانیxa0xa0وxa0xa0xa0 ازxa0xa0جامxa0xa0لبانتxa0 ماهxa0xa0 می ریزمxa0xa0xa0 توxa0xa0 می دانیxa0نمی دانمxa0xa0xa0 چراxa0xa0xa0 درxa0xa0xa0 منxa0xa0 توxa0xa0 آویزیxa0xa0 گلو بندتxa0همان گردن ، همان دست و گل آویزم تو می دانیxa0شنیدیxa0 منxa0 میانxa0 خواب هاxa0 گم گشته امxa0xa0 لیکنxa0منxa0 اصلاxa0 هیچ هیچم xa0،کوچکمxa0 xa0ریزم تو می دانیxa0تهxa0 فنجانxa0 نشستمxa0 تاxa0xa0 که فالxa0 چشمxa0 توxa0 گردمxa0دمادمxa0xa0 منxa0 برایتxa0xa0 چا...
ادامه مطلب
xa0xa0امروز زمانxa0xa0دوبار نواختxa0تا مهر ورزی راxa0xa0آغوشی دوباره باشدxa0زمان دوبار نواختxa0او می داندxa0احساس با تو بودنxa0xa0چقدر شیرین استxa0گل های آفتاب گردانxa0به دور تو می گردندxa0سرگیجه می گیرم از اینکهxa0تو چقدر پائیزیxa0این بی انصافی استxa0اگر پروانه راxa0در ایوان خانه رها کنیxa0بگذار برای همیشهxa0به دور تو بچرخندxa0پائیز آمدxa0باغ انار آتش گرفتهxa0و دست های خواهشxa0تو را دیده اندxa0و من به اندازه یxa0xa0تمام دنیاxa0xa0تو را کم دارم......
ادامه مطلب