مپرس حال فقیران که اتش تیز است

خرید بک لینک

غروب خستگی ما همیشه پائیز است

و صبح روشن باران چقدر نا چیز است

ببار نم نم باران ببار دشت کویر

عطش عطش غم باران چه فتنه انگیز است

همیشه سر به هوا بوده ایم چون اکنون

که ابر در دل یاران چه خاطره خیز است

به نوح گفتم و گفتم همیشه طوفان را

نساز کشتی اکنون که وقت پرهیز است

نه ...شعر تلخ نگویم که خاطر ازارم

برای سفره خالی که دست اویز است

دوباره شب به شب امد که سقف چکه کند

به فرش کهنه ببارد ..؟؟ چه رنگ امیز است ؟؟

نخواه تا که بگویم زمان .. زمان بدی است

مپرس حال فقیران که اتش تیز است

روحی در آینه...

ما را در سایت روحی در آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 21:42

صفحه بندی